بعد از 1 سال و 6 ماه
سلام بر همه ی نجوم دوستان . خوانندگان . منتقدان . شاکیان . دوستان . وبگردان . منتظران . کسانی که اشتباهی به این وبلاگ سر می زنند و غیره . به خاطر وقفه ی یک سال و ۶ ماهم از شما معذرت می خواهم. به خاطر کنکور و البته ترم ۱ دانشگاه نتوانستم به این وبلاگ سر بزنم . بالا غیرتن این ۶ ماه را بکنید ۷ ماه تا من با یک آدرس جدید و این مقاله های قدیم و جدیدم و البته تکمیل نواقص مقالات قدیمم نزد شما بیایم . از این که نظر نمی دهید و کاری به کارم ندارید از شما کمال تشکر و امتنان را دارم . با تشکر نویسنده ی تنبل ترین وبلاگ سال

2 نوشته شده در  دوشنبه 4 بهمن1389ساعت 14:23  توسط بابک عباسزاده  | 

گذری بر دو کاوشگر
 

کاوشگر ونرا                                                                                                                           

دید کلی

سه کاوشگر اول سری کاوشگرهای ونرا قبل از رسیدن به سطح زهره بر اثر فشار جوی شدید این سیاره منهدم شدند. در سال 1970، ونرا 7 اولین کاوشگر این سری بود که اطلاعاتی درباره سطح زهره مخابره کرد و در سال 1981، ونرا 13 و 14 خاکش را تجزیه نمودند. در سال 1983، ونرا 15 و 16 با استفاده از رادار در نزدیکی مدار قطبی سیاره از آن نقشه برداری کردند.

 

ونرا 1

تاریخ پرتاب:12 فوریه ، از فاصله صد هزار کیلومتری زهره گذشت، ولی نتوانست اطلاعاتی بفرستد.
تاریخ پرتاب:25 اوت 1962، قصد کاوش زهره را داشت، ولی نتوانست مدار زمین را ترک کند.
تاریخ پرتاب:1 سپتامبر 1962، قصد کاوش زهره را داشت، ولی نتوانست مدار زمین را ترک کند.
تاریخ پرتاب:12 سپتامبر 1962، قصد کاوش زهره را داشت، ولی نتوانست مدار زمین را ترک کند.

ونرا 2  

تاریخ پرتاب:12 نوامبر 1965، قصد عبور از کنار زهره را داشت، ولی نتوانست اطلاعاتی مخابره کند.

ونرا 3

تاریخ پرتاب:16 نوامبر 1965، وارد جو زهره شد، اما نتوانست اطلاعات بفرستد.

ونرا 4

تاریخ پرتاب:12 ژوئن 1967، وارد جو زهره شد و با موفقیت اطلاعات فرستاد.

ونرا 5

تاریخ پرتاب:5 ژانویه 1969 ، به هنگام فرود در جو زهره متلاشی شد.

 ونرا 6

تاریخ پرتاب:10 ژانویه 1969 ، به هنگام فرود در جو زهره متلاشی شد.

ونرا 7

تاریخ پرتاب:17 اوت 1970 ، وارد جو زهره شد، با موفقیت تا رسیدن به سطح این سیاره سالم ماند.

ونرا 8

تاریخ پرتاب:27 مارس 1975، وارد جو زهره شد و با موفقیت از سطحش اطلاعات فرستاد.

ونرا 9

تاریخ پرتاب:5 ژوئن 1975، خاک نشین آن اطلاعات و تصاویر تلویزیونی از سطح زهره ارسال نمود و مدار پیمایش نیز اطلاعات فرستاد.

ونرا 10

تاریخ پرتاب:14 ژوئن 1975، خاک نشین آن اطلاعات و تصاویر تلویزیونی از سطح زهره ارسال نمود و مدار پیمایش نیز اطلاعات فرستاد.

ونرا 11

تاریخ پرتاب:9 سپتامبر 1978، کاوشگر ونرا از کنار زهره گذشت، ولی خاک نشین آن اطلاعاتی درباره سطح و جو زهره مخابره کرد.

ونرا 13

تاریخ پرتاب:30 اکتبر 1981، کاوشگر زهره از کنار زهره گذشت، ولی خاک نشین آن اولین تصاویر تلویزیونی را از سطح سیاره ارسال و خاکش را تجزیه کرد.

ونرا 14

تاریخ پرتاب:4 نوامبر 1981، کاوشگر آن از کنار زهره گذشت، ولی خاک نشین آن تصاویر تلویزیونی را از سطح سیاره ارسال و خاکش را تجزیه کرد.

ونرا 15

تاریخ پرتاب:2 ژوئن 1983، مدار پیمایش با رادار سطح زهره را نقشه برداری کرد.

ونرا ۱۶                                                            

تاریخ پرتاب:7 ژوئن 1983، مدرا پیمایش با رادار سطح زهره را نقشه برداری کرد.

 دیدی بر کاوشگر ونرا

کاوشگرهای مارینر

مقدمه

هفت فروند از 10 کاوشگر مارینر ارسالی برای کاوش عطارد ٬ زهره و مریخ بسیار موفق بودند. در سال 1964 مارینر 4 اولین کاوشگری شد که با موفقیت از کنار مریخ گذشت مارینر 9 در سال 1971 اولین کاوشگری شد که در مدار سیاره دیگری چرخید و از کل سطح مریخ و دو قمرش فوبوس و دیموس عکسبرداری کرد. تنها کاوشگری که از عطارد بازدید نمود مارینر 10 بود که در نوامبر 1973 به فضا پرتاب شد. مارینر 10 در این سفر از کناره زهره گذشت و 3500 عکس از ابرهای گذرنده از کنار این سیاره را به زمین فرستاد در مارس 1974 مارینر از کنار عطارد گذشت و بعد از آن در مداری بیضوی حول خورشید می‌گردد. مارینر 10 در این مدار هر 176 روز یکبار به عطارد نزدیک می‌شود.

مأموریت کاوشگرها

مارینر 1: تاریخ پرتاب: 22 ژوئیه 1962. جزئیات مأموریت: هدفش کاوش زهره بود.

 

مارینر 2: تاریخ پرتاب: 27 اوت 1962. جزئیات مأموریت: با موفقیت از کنار زهره گذشت.

 

مارینر 3: تاریخ پرتاب: 5 نوامبر 1964. جزئیات مأموریت: قصد کاوش مریخ را داشت ولی نتوانست به مدار زمین برسد.

 

مارینر 4: تاریخ پرتاب: 28 نوامبر 1964. جزئیات مأموریت: با موفقیت از کنار مریخ گذشت.

 

مارینر 5: تاریخ پرتاب: 14 ژوئن 1967. جزئیات مأموریت:با موفقیت از کنار زهره گذشت.

 

مارینر 6: تاریخ پرتاب: 24 فوریه 1969. جزئیات مأموریت: با موفقیت از کنار مریخ عبور کرد.

 

مارینر 7: تاریخ پرتاب: 27 مارس 1969. جزئیات مأموریت: باموفقیت از کنار مریخ گذشت.

 

مارینر 8: تاریخ پرتاب: 8 مه 1971. جزئیات مدموریت: قصد سفر به مریخ را داشت ولی نتوانست به مدار زمین برسد.

 

مارینر 9: تاریخ پرتاب:30 مه 1971. جزئیات مأموریت: با موفقیت در مدار مریخ قرار گرفت.

 

مارینر 10: تاریخ پرتاب:3 نوامبر 1973. جزئیات مأموریت: با موفقیت از کنار زهره و عطارد گذشت

کاوشگر مارینر

 کاوشگر مارینر ۲

 

مارینر ۱۰

 

2 نوشته شده در  جمعه 9 مرداد1388ساعت 19:13  توسط بابک عباسزاده  | 

سیاهچاله
در اول باید بگویم مرا به دلیل تاخیر 2 ماهه ام ببخشید یک ماهش را امتحان می دادم و ماه دیگر هم کیبورد ( ببخشید صفحه کلید) خراب شده بود .                                              

شاید شما بارها کلمه سیاه چاله را شنیدید . حفره های وحشتناکی که حتی نور هم از دست آنها نمی تواند فرار کند . بحث سیاه چاله از زمانی شروع شد که برو بچ رصد خانه ی ملی ستاره شناسی رادیویی با یک رادیو تلسکوپ 42 متری یک منبع پر انرژی از اشعه x در کنار ستاره HDE226868 در صورت فلکی دجاجه  پیدا کردند. اشاره کنم که یوهورو نخستین قمر مصنوعی از سری قمرهای مصنوعی بود که برای کشف منابع پرتو ایکس از منابع ستاره شناسی بود که به فضا فرستاده شد و این ستاره در فهرست یوهورو با نام 3UI956+35 که البته یک نام آن X-1 دجاجه است چون اولین منبع پرتو X کشف شده در صورت فلکی دجاجه است. آن ستاره یک ستاره غول بود یعنی سنی ازش گذشته بود بنابراین گفتند تو ستاره های پیر این حرارت امکان ندارد پس گفتند باید همدمی در کنار این ستاره باشد ( اشاره می کنم که بیش از نصف ستاره های آسمان همدم دارند بقیه عقل دارند ) . این همدم دیده نمی شود ولی اثرات آن بوضوح مشخص است . بعد ازبررسی های فراوان دانستند که آن سیاه چاله است .  مطمئنا اگر نورنباشد تشخیص دادن ستاره ها ، کهکشانها و سایر اجرام سماوی برای ما سخت خواهد حال سیاه چاله ها که نوری از خودشان ساطع نمی کنند چطور یافته می شوند؟ باز به عقب برمی گردیم مطمئنا میدانید که در منظومه شمسی سیارات به دور خورشید می چرخند و البته مکانیک کلاسیک توضیح خوبی برای این سیارات دارند به غیر از عطارد . انیشتین حدود 10 سال بعد از ارائه نظریه نسبیت خاص تفکرات موجود در نسبیت را وارد گرانش کرد انیشتین گفت: با عوض کردن تعریف جاذبه می توانیم توضیحی برای حرکت عجیب عطارد در اطراف خورشید پیدا کرد . او گفت بهتر است ما گرانش را خاصیتی از فضا بدانیم که اجسام دارای جرم در محیط اطراف خودشان بوجود می آورند .خب یعنی چه ؟ در توضیح باید بگویم گرانش در واقع انحنایی است که اجسام دارای جرم در ا طراف خودش بوجود می آورد و این انحنا بر موقیعت اجسام دیگربر سرعتشان و همینطور جهت حرکتشان و حتی زمانشان تاثیر می گذارد. . آیا هر جسم پر جرمی این خاصیت را دارند ؟ بلی ، ماه ، زمین ، خورشید ، مرکز کهکشانها که خود از سیاهچاله تشکیل شده اند و بسیاری از اجرام دیگر این خاصیت را دارند. . ( البته من در اینجا اشاره کوتاهی به نظریه نسبیت عام کردم و به نسبیت خاص و اصول نسبیت اشاره ایی نشده) . انیشتین جواب هایی را با معادله های پیچیده اش پیدا کرد که همان جواب های نیوتن البته بغیر از حرکت مادرمرده ی عطارد. فیزیک دانان گرام گفتند خب وقتی راه راحت وجود چرا راه سخت را انتخاب کنیم سری که درد نکند چرا بهش دستمال ببندیم !!! تا اینکه رفقای رصدی آنها سیاهچاله دجاجه را کشف کردند و آن زمان ارزش معادلات انیشتین پدیدار گشت . البته این موضوع اثبات شده دیگه به اثباتش اشاره نمی کنم چون نیازی نیست همون قضیه خورشید گرفتگی و محل ستاره ها تکرار بشود.

سیاه چاله ها چه هستند و چگونه بوجود آمده اند؟

سیاه چاله ها جد و آباد ستاره های کوچول موچول اند . بذارید توضیح بدهم: بیمارستان زایمان ستاره ها سحابی ها هستند . این سحابی ها بیشتر از هیدروژن تشکیل شده اند و وقتی اینها یک جا جمع می شوند و از لحاظ علمی متمرکز می شوند ( بدلایل مختلف مثلا امواج ضربه) فشار بالا می رود ( اشاره کنم کهT ∝ P « یعنی دما با فشار متناسبه» ) در نتیجه دما هم بالا می رود وقتی دما بالا رفت هیدروژن ها با هم وارد واکنش می شوند و تشکیل هیلیم می دهد ، هیلیم میشه بریلیوم و بعد از چند عنصر آخر آهن بوجود می آید و می شود هسته ستاره کوچولوی ما این هسته آهنی گازهای اطرافش را به درون می کشد فشار دوباره بالا می رود بعد دما بالا می رود و هیدروژن ها در این دما با هم همجوشی می کنند و تبدیل به هیلیم می شوند. حالا این کار بی سر و صداست؟ ظاهرا آره ولی انرژی زیادی تولید می کنه و باعث می شود گازها دور شوند از طرفی هسته سنگین هم با نیروی گرانشش اجازه فرار به آنها نمی دهد دوباره به سمت داخل می آید و دوباره همان قضیه. این کارها باعث می شود ستاره در حالت تعادل باقی بماند تا زمانیکه ستاره کوچولوی ما کم کم بزرگ شود و پیر بشه اونوقت دیگه تمام هیدروژن ها رو مصرف کرده و دیگه هیدروژن زیادی نمونده که بتواند از کشیده شدن گازها به طرف خودش جلوگیری کنه اونوقته که جاذبه وارد کار میشه تا انتقام دوام چند میلیون ساله را بگیرد جاذبه گاز های ستاره را به طرف خودش می کشد و دمای ستاره رو بالا می برد و فشار هم بالا می رود در نتیجه با یک فشار ناگهانی مواد ستاره به بیرون پرتاب می شود بعد از آن بستگی دارد به هسته ایی که از  اون ستاره باقی مانده اگر هسته گردن کلفت باشد یعنی جرمش 3 برابر جرم خورشید باشد دوباره مواد را به داخل خودش می کشد ( چه پررو ‼!) بعد از این اتفاق تمام مواد ستاره به داخل میروند حتی در داخل اتم مواد تشکیل دهنده ستاره هم الکترون ها به داخل پروتون ها می افتند و تبدیل به نوترون می شوند ولی جاذبه که ول کن نیست اون نوترون ها رو هم اونقدر فشار میدهد که اونها هم به کوارک تبدیل می شوند ( دیگه جلوتر نمی روم چون چند تا اسم عجیب غریب دیگر هم است که نامشان یادم نیست ) خلاصه آنقدر این کار ادامه پیدا می کند که دیگر حجم ستاره به صفر میل می کند یعنی خیلی کوچک در این حالت وزن جسم به ∞ ( بینهایت « خواستم اظهار فضل کنم ») میل میکند . برمیگردیم به بحث نسبیت عام انیشتین اگر جرم جسم بینهایت بشود مطمئنا انحنایی که در فضا ایجاد میکنه از اون انحناهای پدر درآوردنده است و شتابی جانب به مرکز اون هم از اون شتابهاست که رحم حالیش نمی شود یعنی اونهم بینهایت است پس مطمئنا سرعت بینهایت هم که همان سرعت نور است نمی تواند از چنگ آن بگریزد. این محل خوف ناک سیاهچاله نام دارد وخیلی هم جالب است که بدانید الان واژه هایی مثل کرم چاله و سفید چاله هم شنیدم و در رابطه با آنها هم توضیح خواهم داد.

انواع سیاه چاله ها:

سیاهچاله های ساده: باقیمانده ی ستاره هایی هستند که جرم آنها 10 برابر جرم خورشید است. ( بعضی ها فکر میکنند 3 برابر . آن جرم هسته باقی مانده بعد از انفجار ابرنواختری است که باید 3 برابر جرم خورشید باشد وگرنه خود ستاره باید 10 برابر جرم خورشید جرم داشته باشد .) مطمئنا هرستاره ایی از بین خواهد رفت . شتر مرگ ستاره ها به دو صورت طبیعی جلوی در خانه شان می نشیند.در حالت اول خیای آروم و بی سرو صدا که در آخر هم تبدیل به کوتو له سفید می شوند و در آسمان تنها می مانند و در حالت دوم ب یک انفجار مهیب از بین می رود که به آن انفجار ابر نواختری می گویند.

 گفتم که در ستاره ها تمام مواد تشکیل دهنده بهنگام مرگ به داخل ستاره می ریزند . اصطلاحا این فرآیند را رمبش می نامند که باعث افزایش فشار و دما و در نهایت انفجار ابر نواختر می شود بعد از این اتفاق است که جرم زیاد هسته آن مواد پراکنده شده رابه داخلمی کشند این سقوط باعث بوجود آمدن سیاهچاله می شود . سیاهچاله هایی که به سادگی بعد از این فرآیند بوجود می آیند سیاهچاله ها ساده نامیده می شوند.

 شما اگر بتوانید از بالا به داخل ساهچاله نگاه کنید درون آن نقطه ایی می بینید که تمام اجرامیکه به درون سیاهچاله کشیده می شوند به آن نقطه واحد حرکت میکند.

 کارل شوارتسشیلد معادلات نسبیت را بررسی می کرد ( بیکار بود؟!) که به نتایج مهمی رسید.

 می دانید که گرانش علاوه بر جرم جسم ، به فاصله نیز بستگی دارد.  جسم پر جرمی که اندازه اش کوچکترمیشود و چگالی آن ثابت است ، مطمئنا جرمش زیاد می شود . در واقع ستاره بعد از تبدیل شدن به سیاه چاله ها چنان متراکم می شود که  تمام جرمش در مرکز آن قرار میگیرد و تبدیل به آن نقطه ی واحد می شود که تکینگی نامیده می شود. آنگاه فضا – زمان در اطراف سیاه چاله هندسه خاص و شگفت انگیزی به خود می گیرد که حتی نور هم نمی تواند از آن بگریزد . هرکس به این محوطه که آن را شعاع شوارتسشیلد می نامند وارد شود دیگر امکان بازگشت برای او ممکن نیست. تکینگی مشکل اصلی ما برای شناخت سیاهچاله است چون ما نمیدانیم که چه اتفاقی برای اجسام وقتی که وارد تکینگی می شوند می افتد. «استفن هاوکینگ فیزیکدان برجسته انگلیسی رهیافت نوینی را پیش کشید که عبارت بود از تلفیق نسبیت با مکانیک کوانتوم ، مکانیک کوانتوم روشی است برای شناخت ذرات ریز و رویدادهای زیر اتمی ، هاوکینگ در سال 1974 نشان داد اثرات مکانیک کوانتومی با معادلات نسبیت عام توصیف کننده ی سیاهچاله ها تلفیق شوند، ممکن است با مسئله تکینگی رو در رو نشوند » ( ساختار ستارگان و کهکشانها ،نوشته پاول هاج ،ص180) البته این سوال هم وجود دارد که آیا ما میتوانیم انفجار سیاهچاله ها را ببینیم ؟ بله انفجار سیاهچاله ها ‼! ( البته این مطلب بدون بررسی هیچ منبعی گفته می شود من این مسئله را بطور اتفاقی در یکی از کتابهایم دیده ام و چون نمی دانم کدام کتاب است امکان بازنگری نداشتم پس ممکن است مطلب گنگ باشد و یا اشتباه ) . سیاهچاله ها مواد موجود در اطرافشان را به درون می کشند . خب سیاهچاله ها ظرفیتی دارند مطمئنا بعد از چند مدت مقدار مواد بیشتر می شود فشار بالا می رود و سیاهچاله منفجر میشود و ما می توانیم تمام آنچه که در تکینگی است را مشاهده کنیم چون انفجار همراه با ساطع شدن نور است ولی باید یک مطلب دیگر نیز بگویم که من وهفت هزار و هفتصدو هفتادو هفت نوه هایم نیز نمی توانیم انفجار سیاه چاله را ببیننید. چون زمان زیادی طول می کشد.

سیاهچاله های چرخان: میدانید که بسیاری از ستاره ها می چرخند ، سیاهچاله ها هم باز مانده ستاره ها هستند پس باید آنها نیز بچرخند این فکر در ذهن من بوجود آمد و برای کسب اطلاعات بیشتر به منابع مراجعه کردم در میان آنها کتاب ساختار ستارگان و کهکشانها به این سیاهچاله دسته ایی جداگانه داده بود و بقیه کتاب آنها این نوع سیاهچاله ها را همان سیاهچاله های ساده می نامند و هیچ فرقی مابین آنها و سیاهچاله های ساده نیست چون اکثر ستاره ها بدور خود گردش می کنند. بنظر من ما باید در این مورد بیشتر دقت کنیم که آیا تمام سیاهچاله دارای گردشی کاملا محسوس هستند. من می گویم سیاهچاله ها با اینکه باقیمانده ستاره های پر جرم  هستند ولی همه آن ستاره ها دارای جرم یکسانی نیستند. در یکی از جلسات نجومی یکی از دوستان با استعدادمان آقای اصلان نور قاسمی در سال قبل مرا با مفهوم جدیدی آشنا کرد او گفت ستاره ها بعد از انفجار ابر نواختری به پنج حالت در می آیند که ما دو حالت آن را حالت سیاهچاله ایی می نامیم . ستاره هایی که جرم هسته آنها بیش از 3 برابر جرم خورشید هستند به 2 صورت در می آیند که ضعیف آن را ستاره ابر ریسمانی و قوی آن را سیاهچاله می نامند. هر دو اینها خاصیت سیاهچاله دارند ولی ستاره ابر ریسمانی که خود نوعی سیاهچاله است (ولی ضیف) چرخشی محسوس ندارد در حالیکه سیاهچاله کامل چرخشی محسوس دارد . استنباط من از این مطلب این است.

فیزیکدانان با گذاشتن چرخش درمعادلات به مسئله شگفت آوری رسیدند چرخش عوض اینکه ماده را به تکینگی بدهد آن را به بیرون می راند.یعنی اینکه وقتی که جسم وارد شعاع شوارتسشیلد می شود و بیرون آمدن آن غیر ممکن می شود چرخش سیاهچاله او را به بیرون می راند .

فیزیکدانان حفره ی این بازگشت حیرت آور را سفید چاله و مسیری که جسم در آن می چرخد را به شوخی کرم چاله می گویند. ولی باید به خاطر داشت که E=mc2 جسمی که با سرعت نور حرکت می کند تبدیل به انرژی می شود و جرم نخواهد داشت و زمان برای او تعریف نمی شود.یعنی زمان برای جسمی که با سرعت نور حرکت می کند نمی گذرد حال اگر جسم بخواهد از چنگ سیاهچاله ایی که نور از آن توان فرار کردن ندارد بگریزد باید سرعتی بالای نور داشته باشد یعنی زمان  منفی میشود! این غیر ممکن است و در اینجاست که دیگر جلو نمی رویم‼!

سیاهچاله ی ریز : بحث سیاهچاله های ریز را هاوکینگ به میان آورد می دانیم که سیاهچاله ها از ستاره هایی که هسته آنها 3 برابر جرم خورشید جرم دارد تشکیل شده ولی هاوکینگ معتقد است که در زمان آغاز تولد جهان هستی فشار و چگالی به حدی بوده که حتی ستاره های کوچک نیز می توانستند پس از رمبش به سیاهچاله تبدیل شوند ولی از آنجایی که این سیاهچاله ها تاثیر چندانی بر محیط اطراف نمی گذارند پیدا کردن آنها از فاصله چند ده متری نیز دشوار است.

این سیاهچاله ها به خاطر جرم اندک، زود متلاشی می شوند ( خیلی نمیگذرد حدود 10000000000 سال ) و چون این مقدار سال از عمر جهان می گذرد و آنها هم به گفته هاوکینگ در ابتدای پیدایش جهان بوجود آمده اند پس زمان انفجار آنها نزدیک است و ما می توانیم با مشاهده نور حاصل از این انفجار به زمان مهبانگ بر گردیم و اطلاعات زیادی کسب کنیم.

ممنون که خواندید‼!

این هم 2تا تصویر جالب ازبرای درک سفید چاله:

                                      

 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 8 مرداد1388ساعت 11:57  توسط بابک عباسزاده  | 

فاتحان آسمان

مقدمه:در صنعت هوا فضا موشک ها جایگاه بسیار با اهمیتی دارند ، با وجود اینکه ساختار آنها به پیچیدگی ماهواره ها ، سفینه ها یا کاوشگر ها نیست ولی بسیاری از کشور ها در صدد آن هستند که موشکی با کیفیتی بالا به بازار عرضه کنند .                                                   

برخی از افراد صنعت هوا فضا را از علم ستاره شناسی به دور می دانند ولی من بر این عقیده هستم که این صنعت از کنار این علم بر آمده و به طوری رابطه مستقیم با آن دارد . یک علم زمانی ارزش دارد که وارد میدان عمل شود و علم نجوم با صنعت هوا فضا وارد میدان عمل می شود .                                                                                    

تاریخچه: مخترعان اصلی موشک چینی ها هستند زمانی که آنها با استفاده از باروت استوانه های کوچکی را در روز جشن های سالانه شان به آسمان پرتاب می کردند نمی دانستند که با کارشان تحولی شگرف در آینده پدید خواهد آمد . بعد ها این موشک های کوچک به هندوستان راه یافتند تا در جشن های آنها نیز شرکت کنند .               

زمانی که بریتانیا قصد حمله به این شبه قاره را گرفت با این موشک ها روبه رو شد و آن را با خود به غرب برد . تا آن زمان موشک صرفا جهت استفاده در جشنها به کار می رفت.                                              

بعد از گذشتن چند سال در قرن بیستم میلادی مردی از شوروی سابق افکاری عجیب در سرش می پرورانید ، او معتقد بود که اگر بتوان با وسایلی به جاذبه زمین غلبه کرد ، به این خاطر محاسبات خود را در این باره شروع کرد و به نتایج شگرفی در این زمینه دست یافت ولی متاسفانه عمرش کفاف این را نداد تا خود وسایل پرواز افسانه ای خود را ببیند ، در هر حال همه تسیولکوفسکی را پدر علم فضانوردی می شناسند و از او به خاطر زحمت هایش به خوبی یاد می کنند . بعد از 4 سال از فوت او گادارد آمریکایی به محاسبات کاغذی تسیولکوفسکی پدر علم فضانوردی جامعه عمل می پوشاند و نام خود را به عنوان پدر موشکهای سوخت مایع در تاریخ ثبت میکند. در دهه 30 قرن بیشتم جهان دستخوش تغییرات شگرفی می شود که همه آنها ناشی از جدال دولتمردان کشورهای پیشرفته بود و این تغییرات در علم نیز تاثیر گذاشت و سبب توجه بیشتر نظام های سیاسی کشورهای بزرگ نسبت به صنعت موشک سازی شد . موشک V2 یکی از حاصل های وحشتناک این تغییرات بود زمانی موشک سوخت مایع V2 ساخته شد و ابرت آلمانی هم آن را به صورت سوخت جامد درست کرد تنفر همه را از موشک بیشتر می کرد و در اذهان مردم از موشک چهره زشتی می ساخت .

تاریخ برای ما ثابت کرده ابزاری که کشورهای غربی کشیده میشود به وسایل مرگبار و کشنده تبدیل می شود ، این مسئله دست کم در مورد موشک ها صادق است . آمریکا با مرد چاق و پسر کوچک ، آلمان و انگلستان هم با V2 این مسئله را ثابت کردند .

ولی باید این فکر ازاذهان مردم پاک می شد و از موشک چهره بدی برای مردم باقی نمی ماند . این درد به دست هم وطن های پدر علم فضانوردی  درمان شد و بعد از سال 1957 و شاید کمی  عقبتر از آن موشک رسما وارد عرصه فضانوردی شد زمانی که موشک اسپوتنیک ماهواره تحقیقاتی اسپوتنیک را در ارتفاع 280 کیلومتری زمین قرار داد .

با توجه به پیشرفتهای قابل توجه کشور ایالات متحده باید ابه مسئله دقت داشت که این کشور شوروی سابق بود که کلید سفر های فضایی را فشار داد .

موشک چیست؟ شاید شما در نقاشی های کودکان عکس موشک را دیده باشید یک جسم قرمز رنگ استوانه ایی شکل نوک تیز که دو پره زیبا در انتهای آن است و گاهی اوقات از زیر آن اتش بیرون می آید . ولی در کل: موشک به وسایلی گفته می شود که با استفاده از موادی که به عنوان سوخت شناخته میشوند و واکنش سوختن این مواد ، طبق قانون سوم نیوتون ( عمل و عکس العمل) بر جاذبه زمین غلبه می کنند و برای مصارف گوناگون از جمله فرستادن ماهواره ، کاوشگر و سفینه فضایی به فضا و یا هدف قرار دادن مواضع دشمن در هنگام جنگ و از بین بردن واضع آنها از راه دور و برخی استفاده های حاشیه ایی مثل استفاده در جشن های آتش بازی . همه این ها موشک محسوب میشوند ، شاید سوخت آنها با یکدیگر فرق کند ، شاید بار یکی از آنها ماهواره تحقیقاتی است و بار دیگری کلاهک هسته ایی ؛ ولی در کل موشک هستند.

موشکها به دلیل شکل آیرو دینامیکی که دارا هستند کمترین پسا یا اصطکاک ممکن را دارند و این یکی از دلایلی است که سبب سرعت زیاد آنها می شود .

موشک ها مجموعا به دو دسته بزرگ تقسیم بندی می شوند : 1- موشکهای سوخت جامد 2- موشک های سوخت مایع.

البته موشکهای دیگری به نام موشک های هیبریدی ( بریدی ) وجود دارند اینها موشکهایی با ساختار دیگری نیستند و بلکه موشکهایی هستند که از ادغام موشکهای سوخت جامد و مایع پدید آمده اند .

موشک ها ی سوخت مایع: این موشک ها از سوخت مایع استفاده می کنند . بازده این موشک ها بسیار زیاد است و قدرت زیادی دارند ، از ویژگی های دیگر این موشک قابل کنترل بودن سوخت آن است و همچنین این سوخت ها بسیار سریع نمی سوزند بلکه مدتی برای سوختن این سوخت ها نیاز است و این امر باعث می شود که موشک فرصت بتواند قدرت پیش برندگی خودرا تا آنجا که می شود افزایش دهد. اجزای اصلی این موشک ها عبارتند از :

۱-    دو محفظه؛ یکی برای سوخت اصلی و دیگری برای اکسید کننده

۲-   لوله های رابط برای انتقال سوخت به محفظه احتراق

۳-   محفظه احتراق

۴-    انژکتور

۵-   سیسنم کنترل و هدایت

۶-   سیستم سرمایش برای موشک

البته باید به این مسئله نیز اشاره کرد که ساختمان یک موشک حتما ساختمان مورد استفاده در همه موشک ها نیست بلکه فرد طراح با توجه به حجم مورد نیاز برای موشک ، نوع کارایی و سایر موارد دیگر موشک خود را طراحی میکند . برای مثال در برخی از موشک ها به جای اینکه از دو محفظه برای سوخت استفاده کنند ، از یک محفظه استفاده می کنند البته آن هم زمانی که بتوان سوخت را با اکسیده کننده با هم در هم بیامیزند بدون اینکه با هم واکنش دهند یا اینکه از سوختی استفاده کنند که هم کار اکسید کننده و هم کار سوختاصلی را انجام دهد به عنوان مثال هیدرازین یکی از این نوع سوخت هاست . ( توجه داشته باشید هیدرازین ماده ایی سمی است وبوی آن انسان را می کشد )

نحوه کار به این گونه است که انژکتور ها به بالای محفظه احتراق وصل می شود و سوخت و اکسید کننده رااز طریق لوله های رابط به داخل محفظه احتراق هدایت میکنند ، سپس در  داخل محفظه انرژی اولیه داده می شود و بعد از آتش گرفتن سوخت موشک با تبعیت از قانون سوم نیوتون ( عمل و عکس العمل) حرکت می کند .

مسائلی که باید به آن توجه کرد آن است که باید آلیاژهای محفظه احتراق باید از فلز هایی باشد که دمای بسیار بالا را می توانند کنترل کنند و همچنین لوله های رابط باید از آلیاژهایی ساخته شوند که کمترین ضریب انبسا ط و انقباض طولی را دارند تا از هرگونه خطر احتمالی که منجر به نشت سوخت بشود جلوگیری به عمل آید .

همچنین برای عمل انژکتور ها راه های متفاوتی وجود دارد . یکی از این راه ها این است که انژکتور ها با استفاده از موتور الکتریکی کار کنند و سوخت و اکسید کننده را به داخل محفظه منتقل می کند . راه دیگر این است که با استفاده از فشار گاز های بی اثر سوخت و اکسید کننده را به داخل محفظه منتقل کنند . «این راه در مواردی که موشک به برق زیادی نیاز دارد و موتور الکتریکی برق زیادی مصرف میکند و طراح برای تامین برق کافی برای سیستم کنترل کامپیوتری از این روش استفاده می کند. نظر من .» روش کار این راه هم به این صورت است که به جای دو مخزن ، سه مخزن وجود دارد که مخزن سومی دارای نیتروژن یا گاز های بی اثر است که فشار آن ها باعث می شود سوخت یا اکسید کننده به داخل محفظه منتقل شود . راههای دیگری برای انتقال سوخت هست که مطرح کردن آنها را الزامی ندانستم . به هر حال این دو راه معمول ترن راه ها هستند . از موشک های سوخت مایع می توان به موشک حامل شاتل فضایی ، موشک دلتا ، مجموعه موشک های ساترن ، موشک آرس 5 ( که اکنون در دست ساخت است و می توان آنرا از جدیدترین موشک ها دانست) و... .

 موشک های سوخت جامد: این موشک ها از ساختار بسیار ساده ایی برخور دار هستند و هرکس تجربه ی کمی از ساخت موشک های فضایی داشته باشد می تواند آن را بسازد . این موشک ها دارای ابزار پیچیده ایی نیستند . محفظه احتراق آن ها همان محفظه نگهداری سوخت است و با یک جرقه الکتریکی سریعا اشتعال می یابد . یکی از معایب این موشک ها تحت کنترل نبودن سوخت آنها در حال سوختن است یعنی اینکه اگر سوخت موشک اشتعال یابد دیگر نمی توان آن را خاموش کرد . این موشک ها قدرت بسیار زیادی دارند و از آن ها به عنوان موشک های کمکی استفاده می کنند . اصطلاحا به این موشک ها موشک های بوستر نیز می گویند . از این نوع موشک های می توان به موشک های کمکی ( بوستر) شاتل فضایی اشاره کرد ، موشک های کمکی موشک های دلتا که از 8 تا  10 عدد متغییر هستد ، موشک آرس 1 ( که اکنون در دست ساخت است و قرار است در سال 2009 وارد میدان مسابقات فضایی شود و جایگزی موشک اصلی شاتل فضایی شود و ازاین به بعد این موشک فضانوردان را به فضا ببرد.) و ... .

موشک های هیبریدی:در برخی از منابع آن را موشک هاب بریدی معرفی میکنند که فرقی با موشک های هیبریدی ندارد . در این موشک ها سوخت اصلی ، سوخت جامد و اکسید کننده ، مایع است . این موشک ها ساختار بسیار عالی دارند . قدرت سوخت جامد و به کنترل داشتن سوخت مایع از ویژگی های این موشک هاست . برای ساخت این موشک ها هزینه ی بسیار زیادی مصرف می شود و آلیاژ های بدنه آنها باید از فلزهای بسیار مقاومی باشد و حرارت زیادی را کنترل کند . بنابراین این موشک ها هزینه بسیار زیادی دارند و از طرفی وزن آنها بسیار سنگین است و برای بالا رفتن این موشک ها به سوخت بسیار زیادی نیاز است . از طرفی امروزه از موشک هایی که در آنها از موشک سوخت مایع به عنوان موشک اصلی و از موشک های سوخت جامد به عنوان موشک کمکی استفاده می شود و به نوعی موشک های ترکیبی با هزینه ی کمی ساخته می شود .

در این مقاله موشک ها تا آنجا که نیاز بود معرفی شدند . امیدوارم مورد رضایت باشد.

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت 20:16  توسط بابک عباسزاده  | 

پرتاب ماهواره اروپایی با موشک روسی

۲۷ اسفند ماه ۱۳۸۷ : یک موشک حامل ماهواره ی از نوع روکوت ، ماهواره ی اروپایی را به فضا پرتاب کرد . الکساندر زولوتوخین ، سخنگوی فرماندهی نیروی فضایی روسیه ضمن اعلام این خبر افزود : موشک روکوت بدون هیچ مشکلی در ساعت 17:20 به وقت محلی از پایگاه فضایی پلستسک پرتاب شد. پرتاب ماهواره و تمام عملیات قبل و بعد از آن بدون نقص و دقیقا مطابق با آن چه مد نظر بود انجام شدند و مرکز کنترل زمینی نیز همه چیز را بدقت زیر نظر دارد .                                             

این موشک پیشرفته ی گوچهی اروپا را با خود به فضا برد و 91 دقیقه پس از پرتاب در مدار از پیش تعیین شده قرار داد. به گفته ی آژانس فضایی فدرال روسیه ، قطعات بازگشتی موشک در اقیانوس منجمد شمالی فرود می آیند . مراکز اصلی کنترل و بهره برداری از ماهواره ی در سوئد ، بلژیک ، آفریقای جنوبی و کنیا قرار دارند که تمامی آنها زیر نظر آژانس فضایی اروپا ( اسا) فعالیت می کنند.  

منبع:مجله صنایع هوافضا شماره۴۵و۴۶

 موشک ماهواره بر روکوت

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت 19:55  توسط بابک عباسزاده  | 

یک انجمن نجوم

امروزه یکی از بحث های داغ در جهان نجوم و اختر فیزیک است . چرا که سال جدید میلادی یعنی سال 2009 سال جهانی نجوم است . بدین منظور تشکل های مختلف در سراسر جهان فعالیتهایی برای ترویج و آموزش این علم باستانی دست به کار شدند . این کار در ایران نیز انجام می شود چرا که ایران یکی از کشورهایی است که مشاهیر و چهره های برجسته ایی در علم نجوم به جهان معرفی نموده است و همچنین موفقیتهای ایران در المپیاد های علمی نشان دهنده توانایی های نجومیان ایران در حفظ کردن کتاب های نجومی است! همانطور که گفتم تشکلها با نام انجمن های علمی نجوم در ایران فعالیت می کنند ( شاید هم نگفتم) . به هر حال می خواهم شما را به خیال ببرم آخر این مسئله امککککان ندارد در ایران اتفاق بیفتد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!                          

می خواهم مشخصات یک انجمن را به شما بگویم ببینم آیا به این گروه ، گروه علمی می گویند یا نه؟!                                     

نامش گروه نجومی است اما در عرض یکسال فقط یکبار به رصد آسمان رفته. هدفش ترویج علم نجوم است اما در عرض یک سال فقط یک بار نمایشگاه نجومی زده ، باشگاههایش را تعطیل کرده و هیچ همایشی هم به راه نینداخته. نامش گروه علمی است ولی همه به دنبال قدرت هستند و میخواهند به نوعی بر دیگری برتری یابند . گروه را گروهی دوستانه می دانند ولی با حرف یک بیگانه به دوست خیانت می کنند و بدون اینکه در این مورد تحقیق کنند و یا به وی تذکر دهند او را اخراج میکنند . در حالیکه همه می دانند که او دارای رتبه های برتر در علم نجوم بوده و یکی از مهره های اصلی و محرک برای سایر اعضا است. او را اخراج میکنند به خاطر اینکه سیاست ، سیاست از میان برداشتن استعدادهاست. نامش گروه نجومی ولی قبل از اینکه به این انجمن بیایید باید فردی دارای سیاست باشید نه یک فرد علمی! وقتی از آنها می پرسی چرا به رصد نمی رویم یا نمی توانیم باشگاه یا همایش راه بیندازیم می گویند ما نمی توانیم از مسئولان توقع زیادی داشته باشیم در حالیکه این طور نیست چرا کع مسئولان نهایت خدمت را به ما می کنند ، آنها هستند که عرضه نمگه داشتن انجمن را ندارند . میگوییم اگر نمی توانید لا اقل کنار بروید تا یک فرد صاحب ابتکار و عرضه سر کار بیاید میگویند با رای انتخاب شدیم ؛ بلی  با رای انتخاب شدند ولی از میان جمعی که 80% از دوستان و فامیلهایشان بودند . میگویند کار داریم نمی توانیم به این مسائل رسیدگی کنیم میگییم خب کنار بروید آنهایی که وقت دارند بیایند ؛ می گویند : نه ما نمی ذاریم کس دیگری به این انجمن ریاست کند . از خود سوال می کنم یک فرد چقدر می تواند عاشق قدرت باشد در ضمن اینجا یک گروه علمی لشکر یا حزب سیاسی که نیست جناح بندی میکنید. رای گیری که میکنند اگر یک نفر کاندیدا شد ، اجازه نمی دهند که دوست دیگرشان کاندیدا شود چون می گویند از دو نفر یک نفر انتخاب می شود و ممکن است یکی از دوستانمان در جمع نباشد برای همین فردی را کاندید میکنند که اولا اکثریت او را نمیشناسند ثانیا مطمئنا که رای نمی گیرد.                                               

حا ل می خواهم این گروه شایسته تبلیغ علمی به این زیبایسست.البته همچنین گروهی امکان ندارد در ایران باشد! اصلا! لطفا بگویید آیا شایسته است یا نه؟لطفا نظر بذارید!!

البته این یک موضوع متفرقه است و هیچ ربطی به نجوم ندارد از خوانندگان عزیز معذرت میخواهم که وقتشان را گرفتم.                                                                                                            

2 نوشته شده در  یکشنبه 30 فروردین1388ساعت 20:48  توسط بابک عباسزاده  | 

کهکشانها
 

کهکشانها به مجموعه ستارگان ، گازو غبار گفته می شود که با نیروی جاذبه کنار هم نگاه داشته شده اند . کوچکترین آنها دارای عرضی برابر با چند سال نوری ، شامل حدود 1000 میلیارد ستاره هستند . بزرگترین کهکشانها تا سه میلیون سال نوری عرض دارد و شامل بیش از 100000 میلیارد ستاره هستند . اشکال کهکشانها بر اساس شیوه ی طبقه بندی ستاره شناس آمریکایی ، ادوین هابل شکل یافته است . در مورد تکامل کهکشانها اطلاعات قطعی کمی در دست است . تنها مطلب مورد اطمینان این است که کهکشانها میلیاردها سال پیش به شکل توده ایی از ابرهای گازی و غباری به وجود آمده اند. حال به معرفی اشکال گوناگون کهکشانها می پردازیم .                                                       

کهکشانها ی نامنظم                                               

کهکشانهای نا منظم هیچ شکل یا ساختار منظمی ندارند، انها دارای جرم بیشتری از کهکشانهای دیگر هستند و بیشتر ستارگان موجود در انها دارای طول عمر کم و درخشان می باشند . با وجود اینکه بسیاری از کهکشانهای نا منظم در برگیرنده نواحی تابان گازی هستند که ستاره ها در آنها شکل می گیرندولی این گونه نیست چون بیشتر گاز میان ستاره ایی کهکشانها باستی متراکم شوند تا ستارهای جدیدی به وجود آورند . حدود5% از هزار کهکشان درخشان را کهکشانهای نا منظم تشکیل می دهند . این در حالی است که یک چهارم کهکشانهای شناخته شده نیز کهکشانهای  نامنظم هستند .                                                                                                    

کهکشانهای مارپیچی                                              

کهکشانهای مارپیچی دارای بازوهایی هستند که شکل مارپیچی در اطراف بر آمدگی مرکزی یا هسته ، قرصی ایجاد می کنند که چرخش هسته با چرخش بازوهای آن همراه می شود . جوان ترین ستاره های کهکشانهای مارپیچی در بازوهای کم توده یافت می شودو ستاره های کهن اکثرا در هسته متراکم قرار دارند . کهن ترین ستاره ها در هاله های کروی پراکنده قرار دارند و اطراف قرص کهکشانی را فرا گرفته اند.  بازوهای مذکور همچنین دارای غبار و گاز فراوانی هستند که منجر به تشکیل ستاره های جدیدمی شوند .                                                                             

 

کهکشان مارپیچی میله ایی                                       

یک کهکشانها مارپیچی میله ای دارای یک هسته برآمدگی مرکزی کشیده شده و میله ایی شکل است ، همزمان با چرخش هسته اینطور به نظر می رسد که در هر سوی هسته یک بازو نیز می چرخد . برخی ستاره شناسان عقیده دارند کهکشان راه شیری نیز یک کهکشان مارپیچی میله ایی است . شکل کهکشانها ی مارپیچی و کهکشانهای مارپیچی میله ایی متغیر است .            

از کهکشانهای با برآمدگیهای مرکزی بزرگ با بازوهای نه چندان بهم پیوسته تا کهکشانهای مرکزی کوچک و بازوهای آزاد . گرچه کهکشانهای مارپیچی و مار پیچی میله ایی پیش از این به عنوان دو نوع کهکشان متفاوت طبقه بندی می شدند ، ولی امروز ستاره شناسان آنها را مشابه می دانند .                                         

کهکشنهای بیضوی                                                   

کهکشانهای بیضوی از نظر شکل ، از شکل بیضی گون ( شبیه توپ فوتبال آمریکایی) تا شکل کروی متغیر هستند و اشکالی ما بین این دو نیز یافت می شوند . بر خلاف کهکشانهای دیگر که نوری آبی از ستاره های فروزان و کم عمر منعکس می کننند، کهکشانهای بیضوی زرد رنگ به نظر می رسند . علت این امر توقف شکل گیری ستارگان در این کهکشانها می باشد که در نتیجه تقریبا تمام نورآنها از ستاره های غول سرخ که دارای عمر زیاد هستند تامین می شود.                                                      

کهکشانهای فعال و غیر عادی                                     

از تمام کهکشانها میزان معینی تشعشع الکترو مغناطیسی ساطع می شود. برخی کهکشانها ، به طرز غیر عادی ، مقادیر زیادی تشعشع تابش می کنند . این کهکشانها ، کهکشانهای فعال نامیده می شوند . انرژی آنها از منبعی با جرم بسیار زیاد اما به هم فشرده که در مرکز کهکشان فعال قرار دارد تامین می شود .       

انرژی اغلب به صورت اشعه ایکس ، موج رادیویی و همچنین نور است و میزان انرژی آزاد شده به قدری زیاد است که نمی توان تصور کرد ستاره ها آن را بوجود آورده باشند . ستاره شناسان بر این عقیده اند که تنها جسمی که قادر است این مقدار انرژی را آزاد کند یک حفره سیاه فوق العاده پر جرم است . بنابراین ، علت اینکه برخی کهکشانها از جمله کهکشان خودمان انرژی نسبتا کمی آزاد می کند این است که حفره سیاه مرکزی کوچکی را در میان گرفته است.                                                                             

کوازارها                                                                  

بنظر میرسدکه کوازارها (شبه ستاره ها )هسته فعال کهکشانهای دور دست باشند . آنها درخشانترین ،سریعترین و دورترین اجرام شناخته شده در جهان هستند . کوازارها همانند ستارگان از سطح زمین به مثابه یک نقطه نورانی خیلی ریز دیده می شوند. اگرچه کوازارها فقط به اندازه منظومه شمسی هستند ، نور برخی از آنها مسافتی در حدود 10 میلیارد سال نوری را طی می کند تا به ما برسد. ما برای اینکه بتوانیم چنین اجرام دوری را شناسایی کنیم نیاز به تابش زیاد نور آنها داریم . تشعشع انرژی بعضی از کوازارها حدود 100 برابر تشعشع کهکشانهای عظیم است .                   

با گسترش جهان کوازارها که در لبه خارجی آن قرار دارند به سرعت از زمین فاصله می گیرند . دور ترین کوازارهایی که قابل رویت هستند حدود 12 میلیارد سال نوری در جهت انتهای قابل مشاهده جهان قرار گرفته اند  . بخاطر زمان زیادی که طول می کشد تا نور کوازارها به زمین برسد ، این کهکشانها ستاره شناسان را قادرمیسازند تا جهان را دراولین مراحل شکل گیری مورد مطالعه قرار دهند . کوازارها فوق العاده درخشان و درعین حال بسیار مهم می باشند . در مقایسه با گستره کهکشان راه شیری که 100000 سال نوری می باشد ، کوازارها قطری معادل چند روز یا هفته نوری را تشکیل می دهند .                                       

کهکشانهای رادیویی                                                 

تمامی کهکشانها، موج رادیویی ، نور قابل رویت و انواع تشعشع از خودشان تولید می نمایند . انرژی رادیویی یک کهکشانها رادیویی خیلی متراکمتر  از انرژی کهکشانهای معمولی است . این انرژی از دو قطعه خیلی بزرگ ، یا ابرهای عظیم الجثه متشکل  از ذرات در حال دور شدن از کهکشانها تشعشع می یابند .                        

این ابرهای عظیم از فورانهای گازی که از مرکز کهکشان با سرعتی معادل یک پنجم سرعت نور خارج می شوند ، در آسمان شکل می گیرند . به نظر می رسند که فوران این انرژی عظیم توسط یک حلقه پیوستگی صورت می گیرد که یک حفره سیاه خیلی متراکم را در بر می گیرد و در مرکز کهکشانها واقع است . از هر یک میلیون کهکشان فقط یکی از آنها یک کهکشان رادیویی است .              

تصادم  کهکشانها                                                     

بیشتر کهکشانها از کهکشانهای همسایه خود صد هزار سال نوری فاصله دارند. به هر حال ، بعضی از کهکشانها تا اندازه ای به یکدیگر نزدیک می شوند که نیروی جاذبه دو طرفه آنها اشیاء موجود در کهکشانها دیگر را به اطراف خود می کشد و این امر باعث بوجود آمدن توده هایی به نام دنباله های کشندی می گردد ، که این دنباله ها مانند پلی کهکشانها را به هم وصل می کند . نزدیکی بیش از حد کهکشانها ممکن است ، توأم با تصادم آنها گردیده و به دنبال این عمل یک تغییر شکل بنیادی در شکل ظاهری آنها صورت پذیرد بنابراین تصادم کهکشانها با یکدیگر کهکشان جدیدی را به وجود می آورد .                                                                  

 

2 نوشته شده در  شنبه 10 اسفند1387ساعت 21:32  توسط بابک عباسزاده  | 

این فضانورد ایرانی است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نمی خواستم به بانوی افتخار آفرین ایران!!!! توهین کنم ولی

می خواستم از این خانم بپرسم پرچمی که به بازو شون زدند از کی پرچم ایران شده . از طر فی در ایرانی بودن این خانم شک نیست ولی باید در اسلامی بودن این خانم شک کرد. انصافا مامان من اگه بره به عروسی هم این طوری آرایش نمی کنه.

این خانم به خاطر رفتن به فضا حاضر شده پرچم کشوری رو  بزنه که در د لش آرزویی جز نابودی ایران رو نداره . این مسافرت فقط وابستگی ایران به آمریکا رو بیشتر کرده . این خانم رفته به فضا البته با فضا پیمای روسی و پرچم آمریکایی . از کجا بدونیم ایرانیه ؟ خب معلومه از آرایشش . این خانم اگه ایران رو دوست داشت به خا طر ایران هم که می شد نمی رفت فضا چرا که این خانم اگه دلش می خواست ایران آبرو پیدا کنه می آمد ایران و به پژوهش گرهای ایرانی کمک می کرد تا حداقل اگه می رفت با یک موشک ایرانی می رفت .

البته اگه به ایشون ماموریت دادند که بره خب بره . چرا سرمون منت میذارن که من اولین زن فضانورد ایرانیم.

یکی از سایت ها نوشته خانم انوشه انصاری گفته است که خود را سفیری می داند که هدف وی جلب سرمایه گذاری خصوصی برای برنامه های فضایی است. دراین مورد اطلاعی ندارم که ایشان به امریکا در این زمینه کمک کرده است یا نه ولی اگه کمک کرده باشد واقعا باید گفت که ایشان مایه ننگ کشور ایران است . انشا الله که ایشان چنین کاری نکرده باشد چرا که کمک به صنعت هوافضای آمریکا آنهم از طرف یک ایرانی که آمریکایی ها زمانی ایرانی ها را وحشی می دانستند کمی دیوانگی است چون رشد این صنعت یعنی رشد نیروی هوایی امریکا و رشد نیروی هوایی آمریکا یعنی ریختن زیاد بمب روی سر مسلمانان جهان . به حتم الان می گویید این کمک برای پیشرفت علم بوده است ولی از شما می خواهم که به یاد آورید آلبرت انیشتین نیز زمانی که رابطه انرژی را بدست آورد قصد خدمت به بشریت را داشت ولی او چه می دانست که همین رابطه باعث بیچارگی مردم دو شهر می شود.به این متن توجه کنید:

 پیتر عزیزم،

تو در تمام لحظات در ذهن من بودی. من اولین ملاقات با تو را هنوز در خاطر دارم. ما روبروی هم دور میزی نشسته بودیم و با هیجان زیاد درباره فواید جایزه ایکس (X) صحبت می‌کردیم. من از تماشای تو که با اشتیاق فراوان در حال متقاعد کردن من بودی، لذت می‌بردم.

تو در همان دقیقه نخست کالایت را فروخته بودی، اما اشتیاق و هیجان تو بسیار مسری بود و من علی‌رغم اینکه تصمیم خود را گرفته بودم از تو خواستم داستانت را ادامه دهی. من تنها چند ساعتی است که به ایستگاه (بین‌المللی فضایی) رسیده‌ام و واقعاً احساس می‌کنم در خانه خودم هستم. من در تمام طول پرتاب مشغول یادداشت وقایع بودم و به زودی آنها را منتشر خواهم کرد.

پرتاب خیلی نرم و آرام بود. زمان رسیدن به ایستگاه خیلی طولانی به نظر می‌رسید ولی ارزش آن را داشت. من نمی‌توانم چشم از پنجره بردارم. از این‌بالا زمین باشکوه و آرام به نظر می‌رسد. از این بالا قادر به دیدن موضوعات ترسناکی که در اخبار می‌خوانی و یا می‌شنوی، نخواهی بود.

زمین از این بالا واقعاً زیباست و من ایمان دارم که اگر همه مردم می‌توانستند زمین را چنان که من نظاره می‌کنم، ببینند تمام تلاش خود را در جهت حفظ و بقای آن به کار می‌بردند. من آرزو می‌کنم انسانهای بیشتری قادر به انجام سفری فضایی و دیدن چنین صحنه‌های با شکوه باشند. اما من قبل از همه برای تو آرزو دارم که به این سفر بیایی، چون هیچ کس را لایق تر از تو نمی‌دانم.

 این متن را خانم انوشه انصاری برای پیتر دیاماندیس فرستاده است. در این نامه حتی یک کلمه هم از ایران و ایرانی نیست در حالیکه ما از افتخار آفرین ایران این انتظار را داشتیم که در آن لحظه هیجانی حداقل از ایران نیز یادی می کرد او فقط بلد بود بگوید « پیتر عزیزم» چرا ؟ حتما او افتخار ایران را به فضا فرستاده بود . آری می دانم در بسیاری از مکان ها گفته من در فکر ایران بودم ولی شرط آن است که زمانی که در هیجان و خوشحالی بوده و احساسش را به روی کاغذ می آورده نامی از ایران بیاورد.لطفا به آخر این مطلب توجه کنید ( البته امیدوارم شوهرش توحه نکند) « چون هیچکس را از تو ( پیتر) لایق تر نمیدانم». میگم خانم انوشه انصاری خیلی آقا دیاماندیس را دوست داشته . به حتم در عکس بالا هم  همین آقا پشت عکاس بوده که ما توانستیم ۳۲ دندان افتخار ایران!!!!!! را مشاهده کنیم

انوشه انصاری در سازمان فضایی روسیه

این عکس هم برای آن است که جای عریضه خالی نماند . این عکس ها را کشورهایی مانند آمریکا تعبیه کرده که ما را گول بزند. آخر یکی نمی پرسد آمریکایی که نمی گذارد حتی ذره ایی از اطلاعات مهمش به بیرون درز کند چگونه اجازه انتشار این تصویر را می دهد؟!؟!؟!؟

من دشمنی با ایشان ندارم ولی وقتی می بینم بعضی از افراد با وجود اینکه می تواننستند به ایرانشان بیشتر خدمت کنند رفته اند به کشوری خدمت می کنند که ایرانیان را وحشی می دانند.

در ضمن اگه خانم انصاری این مطلب را خواندند می خواستم از ایشان بپرسم اسم روژلبی که استفاده کرده اند چیست چون می خواستم برای مادرم روز مادر هدیه بخرم .

2 نوشته شده در  چهارشنبه 18 دی1387ساعت 22:6  توسط بابک عباسزاده  | 

کمک به خانم لیویت

از دوستان خواهشمندم ابتدا مقاله زیر را بخوانند و بعد اگر با کلمات نا آشنا مواجه شدند به این قسمت مراجعه فرمایند و دوباره خواهشمندم که اگر کلمه ایی بود که توضیح آن از یادم رفته است و یا مطلب اشتباهی نوشته ام سریعا این مطلب را به من گزارش کنند تا به اصلاح مطلب بپردازم.

سرعت شعاعی: مولفه ایی که به کمک اثر دوپلری مشخص می شوند . سرعت شعاعی به حرکت ستاره در راستای دید ما ربط دارد و به کمک طول موج آنها می توانیم بفهمیم که سرعت آن چقدر است.برای مثال سرعت شعاعی ستاره دبران در صورت فلکی ثور برابر ۵۴ کیلومتر در ثانیه است یعنی این ستاره در هر ثانیه ۵۴ کیلومتر از ما دور می شود و سرعت شعاعی شعرای یمانی برابر ۸- کیلومتر در ثانیه است یعنی این ستاره در هر ثانیه ۸ کیلومتر به نزدیک می شود.

قدر : بررسی میزان درخشندگی ستاره را با این کلمه انجام می دهند . به این صورت که به ازای هر ۱ تغییر قدر درخشندگی ۵/۲ برابر درخشندگی قبلی دچار کاهش یا افزایش می شود.

رمبش: در اواخر عمر یک ستاره از آنجا که دیگر هیدروژن کمی برای تولید انرژی در ستاره باقی مانده است دیگر انرژی برای مقابله با گرانش هسته ستاره ندارد در نتیجه گرانش در این جدال پیروز شده و گاز های اطرافش را به داخل می کشد . به این فرآیند در اصطلاح رمبش ( فرو ریختن ) می گویند .

2 نوشته شده در  جمعه 28 تیر1387ساعت 20:8  توسط بابک عباسزاده  | 

ستارگان متغیر

با سلام خدمت نجوم دوستان . مطمئنا تا به حال اسم ستاره هاي متغير را شنيده ايد من شخصا تا به حال به هركس گفتم ستاره ي متغير گفته است :« آري قيفاووسي ها را مي گويي» و من به اين نتيجه مي رسم كه ستاره هاي متغير تابه حال در يك حوزه بهتر براي اختر شناسان جوان گفته نشده است . در كتاب هايي مثل نجوم به زبان ساده يا اسرار كيهان كه حاصل تلاش دانشمنداني محترم بوده اين حوزه جمع شده و طبقه بندي شده گفته نشده است البته در كتابهايي مانند ساختار ستارگان و كهكشانها اين مطلب خوب طبقه بندي شده ولي زبانش بسيار حرفه ايي است و درك آن براي جوانان علاقه مند به نجوم كه تازه وارد اين علم شده اند سخت است . در كتاب هايي مثل نجوم ديناميك براي اين ستاره ها فصل خاصي تعيين شده است ولي چون اين كتاب را مطالعه نكردم نمي توانم نظرم را در اين رابطه بگويم  ( حال اگر كتاب هاي ديگري در اين مورد باشد مرا خوشحال مي كنيد اگر آن را به من معرفي كنيد )      

در تعريف كلي از ستاره هاي متغير به ستاره هايي گفته مي شود كه نور آنها در حال تغيير است حال به تناوب منظم يا نامنظم و يا به يكباره و ناگهاني . ستاره هاي متغير براي اندازه گيري فواصل دور خيلي مناسب است حتي من از يك منبع معتبر شنيده ام كه فواصل ابر ماژلاني را به وسيله همين ستاره ها اندازه گيري كرده اند . متغير ها را در حالت كلي به دو دسته تقسيم مي كنند : 1- ذاتي 2- غير ذاتي     

متغير هاي ذاتي:اين متغير ها به خودي خود وارد جريان ناپايداري شده اند. اين گونه كه ستاره بعد از اينكه هيدروژن آن تمام مي شود فرايند هليوم سازي را تمام مي كند و شروع به ساختن بريليوم ناپايدار و بعد كربن مي كند . اين مسئله بسته به جرم ستاره است ؛ هرچقدر جرم ستاره زياد باشد بيشتر هيدروژن مي سوزاند و زودتر وارد جريان ناپايداري مي شود . وقتي ستاره وارد نوار ناپايداري مي شود نمودار آن از رشته اصلي به گوشه سمت راست جدول مي رود و وارد محور ناپايداري مي شود .                          

متغير هاي ذاتي خود به دو گونه تپنده و فوراني است.                                                                  

متغير هاي تپنده: وقتي متغير وارد نوار ناپايداري مي شود احتمال زيادي دارد كه تپنده شود به اين گونه كه ستاره بعد از تمام كردن هيدروژن خود چون ديگر انرژي وجود ندارد كه بر گرانش هسته غلبه كند ستاره به درون خود فرو مي ريزد ( مي رمبد) . با فرو ريختن ستاره به درون خود چگالي و دماي آن بالا مي رود تا آنجا كه بر گرانش غلبه مي كند و ستاره شروع به بزرگ شدن مي كند تا آنجا كه گرانش هسته اجازه مي دهد ولي يكبار ديگر دما كاهش مي يابد و كربن سازي تمام مي شود و دوباره ستاره مي رمبد ستاره با بزرگ شدن نورش افزايش مي يابد و با كوچك شدن نورش كاهش مي باد و در اين صورت است كه ستاره به يك متغير تپنده تبديل مي شود  كه آنها را هم برحسب دوره تناوب و ساير پارامتر هايشان در رده هاي متفاوتي تقسيم بندي كرده اند.                                                                                               

متغير هاي قيفاووسي : اين نوع متغير ها بيشترين نوع متغير ها را شامل مي شوند كه دوره تناو بشان از 1 تا 150 روز متغير  است . اين متغير نام خود را از برادر دور قطبي شان يعني دلتا قيفاووس در صورت فلكي قيفاووس گرفته . قدر اين ستارگان از 1- تا 8- و 7-  است و گستره تغييرات قدر آنها 2/0 تا 0/2 است .يعني اگر يك قيفاووسي قدرش 5- باشد نور آن مي تواند از 8/4 تا 0/3 تغيير كند و كمتر موارد استثنا در آن وجود دارد . البته من مي دانم شما خودتان در مونت پالومار يكي از كارشناسان متبحر ستارگان متغير هستيد ولي اين مثال را زدم كه يك دفعه خانم هنريتا ليوييت (  پيش تاز تحقيق در رابطه با قيفاووسي ها ) اشتباه نكند .                                                                                                 

در بررسي ستاره ها متغير ما بايد با منحني نور نيز اشنا شويم .منحني نور ميزان تغييرات نورستاره را در طول دوره تناوبش نشان مي دهد .                                                                         

در بررسي منحني نور قيفاووسي به اين نتيجه مي رسيم كه منحني نور قيفاووسي ها تقريبا متقارن است . ( البته اين منحني نور تغيير قدر ستاره را در دو دوره تناوب نشان مي دهد كه شامل 14 روز است . خطاب به خانم ليوييت ) .                                                                                                     

سرعت شعاعي ( مي دانم كه شما در اين باره اطلاعات داريد ولي از توضيح بيشتر در رابطه با حركت ستاره ها پرهيز مي كنم چون خانم ليوييت باز هم دچار اشتباه مي شود ) اين ستاره ها با بزرگ و كوچك شدن آنها رابطه دارد به اين صورت كه در هنگام بزرگترين و كوچكترين اندازه سرعت آن در حد صفر است و در هنگام متوسط اندازه اش در ماكزيموم سرعتش قرار دارد .                                                         

اين ستاره ها بيشتر در صفحه كهكشاني قرار دارند به همين در گروه ستارگان جوان هستند ( زيرا در اين قسمت از  كهكشان بيشتر ستارگان جوان هستند ) . حال مي پرسيد چگونه يك ستاره در دوران جواني سوختش را مي سوزاند  و وارد دوران ناپايداري مي شود . مي شود چون اگر ستاره در رشته اصلي بيشتر از 5 برابر جرم  خورشيد ، جرم داشته  باشد زودتر هيدروژن خود را مي سوزاند و با فرآيند هاي بريليوم سازي و كربن سازي وارد نوار ناپايداري مي شودو  قبل از اينكه حتي به نصف عمرش نز ديك شود به احتمال زياد به يك قيفاووسي تبديل مي شود . البته عدد 150 شما را از رصد اين متغيران زيبا دلسرد نكند زيرا تعداد قيفاووسي هاي بلند دوره خيلي كمتر از كوتاه دوره است .    

        ستاره دلتا قیفاووس در صورت فلکی قیفاووس                             


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  جمعه 28 تیر1387ساعت 19:49  توسط بابک عباسزاده  |